ما در طی پنج روز آینده شاهکار هایی از مجموعه فوق العاده موزه Städel ارائه میکنیم، شامل آثار مونه، وان آیک، و اثر فوق العاده امروز – دختری که از تمثیل بهار به یاد دارید. لذت ببرید!
« من نیز خود را در پیش بینی این امر ایمن میدانم، که هر ستایشگر هنر با گرایشی به کمال، خود را در این نقاشی با لذتی حقیقی غوطه ور میکند، همانطور که پیش تر بسیاری از نمایندگان با شوقی حقیقی به آن اندیشیده اند ». یوهان دیوید پاساوانت، مدیر Städelsches Kunstinstitut، 1840-61، در تاریخ 27 ژانویه 1849، در هنگام خریدن اثر.
این پرتره ای آرمانی است از سیمونتا وسپوچی در هیئت یک پری زیبا. او زن جوان نجیب زاده ای بود که در شانزده سالگی ازدواج کرد. او به عنوان زیباترین زن فلورانس شناخته شده بود و معشوقه (ظاهراً افلاطونی) جولیانو مدیچی شد. به جز بوتچلی، او منبع الهام نقاشان دیگری هم بود. او در بیست و سه سالگی در گذشت، جوان و بدون فرزند. آرایش موی او با مهره، روبان، پر و تکه های موی مصنوعی، حتی با استاندارد های فلورانس هم بسیار پر کار و اغراق آمیز بوده است. لباس او احتمالاً لباس مبدل پری در سبک آنتیک یا کلاسیک-اسطوره ای بوده است. پس زمینه نیز در آرمانی کردن سیمونتا همراهی می کند. پس زمینه هم چون سنگ گردن آویز سیمونتا سیاه است و به نقاشی خاصیت شکل پذیری یک نقش برجسته را می دهد. آن چه ما بیش از هرچیز با آن مواجه می شویم، کمال زنانه معاصر، سرحدات زیبایی، فضیلت و نزدیکی فکری به دوران باستان است. ولی موشکافی هایی مثل مژه ها و چرخش اندک بالا تنه به سوی بیننده نیز ارزش بازبینی دقیق تری را دارند. این پرتره آرمانی زنده است. نفس میکشد. این ها کیفیاتی است که رتبه بندی آن را در میان شاهکار های رنسانسی توجیه می کند.